رضا فلاح احمدی زاد

رضا فلاح احمدی زاد

نام: رضا

نام خانوادگی: فلاح احمدی زاد

نام پدر: حسین

تاریخ تولد: 1331/12/16

تاریخ شهادت: 1361/04/31

محل تولد: بندرانزلی

محل مزار: انزلی گلزارشهدا

شهرستان محل پرونده: بندرانزلی

QR Code رضا فلاح احمدی زاد

شانزدهم اسفند 1331، در شهرستان بندرانزلی به دنیا آمد. پدرش حسین و مادرش سیده راضیه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. استوار یکم نیروی دریایی ارتش بود. سال 1359 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. سی و یکم تیر 1361، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شکم، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.

بنام خدا و برای خدا وصیت نامه شهید کارمند رضا فلاح یا درود بیکران به امام امت که با انقلاب بزرگ اسلامی خود امت را از امواج خروشان و سهمگین و تباه کننده و مرگ آفرین خلقت نجات بخشید که این خود نعمتی بس بزرگ است که شکر این نعمت خود احتیاج به عمر طولانی دارد و ما هم با زبان قاصر خود در حدو اندازه محدودمان سپاسگزار هستیم و از صمیم قلب از خداوند رحمان باید بخواهیم که این منجی انسانهای قرن بیستم را تا ظهور ولی عصر حضرت مهدی(عج) صاحب اصلی این انقلاب به سلامت و مستدام بدارد و درود دیگرم به ارواح پر فتوح شهدای عزیز انقلاب که نهایتا آرزوی پیوستن به انها همیشه درک زبان و قلبمان می باشد شهدای بزرگی که برای حاکمیت اسلام همچون امام حسین(ع) جان بر کف ایثار گرانه جان گرانقدر خود را فدای اسلام نمودند و من هم با تمام وجود از خداوند رحمان می خواهم که مرا نیز به جمع نورانی آنان محشور بگرداند و درود دیگرم بر انسانهای پاک حزب الله رهروان راه انبیاءو اولیاء و خمینی بزرگ که هوشیارانه و با قدرت و خیلی مقاوم همیشه در صحنه حضور دارند و مطمئنا تا حاکمیت صد در صد اسلام بر کفر در صحنه خواهند بود و سلام بر تو همسر بسیار خوبم و شما مادر عزیز و مهربان پدر خوبم عزیزانم احساس می کنم شادترین و بهترین روزهای زندگی خود را می گذارانم چرا که در خودم احساس می کنم که به سوی جهانی بس بزرگ و عظیم و نعمتهایی بس عالیتر و غیر قابل مقایسه با دنیا و مردمی نیز بس مهربانتر و انسانهای کامل تکامل یافته از فضایل و انسانیت حرکت می کنم و از خداوند می خواهم که این احساسم را به تحقق برساند عزیزانم با یک تحلیل کوتاهی نقش یک رزمنده در همین حملات به بصره را ببینید و نتیجه بگیرید تحلیل قطعی چنین باشد که هر رزمنده ای می اندیشید با حمله به بصره رژیم منحط صدام سقوط خواهد نمود و با سقوط صدام به الاجبار هدف عالی و نهائی یک رزمنده که ایجاد حکومت اسلام در کشور عراق می باشد کالا تحقق می یابد و بعد از عراق مطمئنا مرگ اسرائیل فرا می رسد زیرا با چنین رزمندگان شجاع شهادت طلب و یاری صد در صد خداوند رحمان تصوری غیر از این نمی توان کرد که بعد از اسرائیل اربابش امریکا نیز حتما بیاری خداوند به زانو در می آید و حکومت انسان ساز اسلام بر جهان حاکمیت پیدا می کند و این همه بعد از یاری غیر قابل توصیف پروردگار بزرگ نقش بسیار بزرگ رزمندگان شما عزیزان می باشد که موجبات رضایت و خشنودی خدای بزرگ و همچنین آزادی میلیونها انسان در بند جهان را در بر خواهد داشت و اگر انسانی در جهت تحقق بخشیدن باین آرمانها به پیکار برخیزد و شهید گردد آیا با زنده است؟ مطمنا خیر بلکه بالعکس این چنین انسانی سبقت گیرنده از انسانهای غافل و در خواب شاید هشتاد درصد انسانهای امروز و در عصر حاضر جهان است زیرا شهید این مسئله را به حقیقت یافته ست که زندگی دنیوی وام و بقائی نخواهد داشت در نتیجه علاوه بر آنکه خود را از این مهلکه نجات داده است با تمام وجود سعی دارد تا با ایثار خون خود انسانهای اسیر غفلت و در بند هواهای نفسانی را که جزء دنیا به چیزی نمی اندیشند و اصلا آخرت را با آن همه؟؟؟ غیر قابل وصف درک نمی کنند نجات بخشیده و آنها را متوجه حقایق بکند عزیزانم حال به اندیشید کسانیکه در این مسائل به یقین می رسند یقین می کنند وعده های خداوندی را آیا می توانند در این دنیای صد در صد فانی زندگی با طل را ادامه دهند مطمئنا خیر. بقول معروف: آن کس که ترا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه اگر هر دو جهاش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند بلی عزیزان من رزمندگان ما در جبهه های جنگ این چنین شده اند آنها می دانند که به خود بالله پروردگارشان وعده تخلف نمی دهد وعده خداوند حتم و یقین است پس همسرم و پدرم و مادرم از شما می خواهم که برای کسی که در نزد خداوند آن چنان منزلتی می یابد هرگز نگوئید چونکه به سعادت ابدی رسیده است نه تنها باید گریست بلکه باید بعنوان الگو و اسوه در همان مسیر شهید حرکت نمود دیگر بیش از این سرتان را درد نمی آورم فقط مادر خوبم و پدر عزیزم از شما می خواهم با توجه به رنجهای فراوان که هم شما و هم من در جریان این رنجها هستیم و اذیت و آزارهای البته بدون منظور و در اثر جهل و نادانی که در جریان هستند من شرمنده من حقیر و دوستدار شما را به بخشید تا خداوند نیز ما را به بخشد گرچه می دانم خواهید بخشید چون از عفوهای بی نهایت شما مطلع هستیم همسرم گرچه مدت چندانی نیست که با هم زندگی می کنیم ولی درست مثل این است که سالهای سال است ترا می شناسم و چنان یقین به صداقت و صفای قلب تو پیدا کرده ام که تحقق همین شناخت گویا بسیار طولانی است همسرم تو نیز در این مدت کوتاه بخاطر من متحمل رنج های بسیاری شدی و خیلی اوقات با بسیاری از مشکلات تنها دست و پنجه نرم کردی و انتظار بحقی هم داشتی که من بالای سرت باشم و حق هم داشتی ولی همسرم فکر می کنم عذر من نیز موجه بوده است بهرحال تا موجهات رضایت فراهم نشود در نگرانی بزرگی بسر خواهیم برد و مطمئن هستیم تو نیز آنقدر مهربان هستی که مرا خواهی بخشید و خواهش هم که از تو دارم این است که مبادا بعد از مرگم خدای ناکرده چنین حرفی بر زبان خود آشکار سازی که او رفت و مرا در دریای مشکلات رها نمود خیر من قصد چنین عملی را نداشته و ندارم و اگر کسانی هم این چنین می اندیشند آنها را قانع کن که این چنین نیست زیرا اولا که نگهداری انسانها را خداوند می کند ثانیا انسان مسلمان دارای ایده و هدف هرگز چنین نمی انیشد بهرحال این مسئله گرچه نیاز به تذکر نداشته و چنین که من تصور می کنم واقع نخواهد شد انشاءالله همسرم بعد از من مسئولیت بس بزرگی بر دو شتو هموار است مسئولیت تربیت تقی نازنین من که همواره چه قبل از ازدواج و بعد از ازدواج باین مسئله می اندیشدم که فرزند با فضیلتی همچون فرزندان راستین اسلام در همین آب و خاک که قابل شمارش نیستند تحویل جامعه اسلامی مان کنم که این مسئولیت بزرگ را به تو می سپارم همچون امانتی که باید در حفظ آن کوشا باشی و بعد از اینکه کمی بزرگتر گردید و توانست تشخیص برخی از مسائل چون مسئله بابام چه شد را داد او را با حقایق آشنا کن بگو پدرت دوست بهتر از برادری داشت بنام تقی تمجیدی که در همین جنگ تحمیلی برای سرکوبی کفر بدرجه رفیع شهادت رسید بگو که مردی بزرگ و با فضیلت بود بعد از شهادت او بدنیا آمدی و پدرت برای زنده نگهداشتن خاطره آن شهید عزیزم اسم ترا تقی انتخاب نمود و بدنبال آن شهید پدرت نیز بهمان راهی که باید می رفت .رفت همان راهی که انتظار داشت بعد از اینکه تو بزرگ شدی و یک مرد شدی تو نیز به همان راه بشتابی همسرم افکار بچه را با این شکل با حقایق آشنا کن تا جویای علت شهادت گردد و از بندگی دنیا کردن و ذلت دنیا زدگی رهائی پیدا کند و فقط به جهان پس از مرگ به اندیشد تا بلکه به لطف خدا رستگار شود توصیه دیگر من در رابطه با خودت می باشد این مسئله را خارج از هر گونه تعارف و ریا می گویم و دوست دارم که حتما به پذیری به هیچ عنوان صلاح نمی باشد پس از من بصورت تنها و مجرد ادامه زندگی دهی باید راضی به ازدواج دیگری باشی این توصیه مرا حتما به پذیر و به اجرائ در آور گرچه مطالب بسیار زیاد است ولی نه وقت آن امکان را می دهد و نه در حال حاضر به نظرم می آید پس اجازه بده تا کمی با خواهران عزیزم صحبت کنم خواهرم همه شماها را دوست دارم و علاقه مندم به شما و می دانم که شما ها نیز به همین اندازه و شاید بیشتر به من علاقه مدن باشید که این هم وسعت نظرتان را نشان می دهد و از آنجائیکه علاقمند به یکدیگر می باشیم خواستم چند توصیه برادرانه برادری که ممکن است دیگر در آغوش گرم و پر محبت شماها نباشد بکنم خواهران من سعادت دنیا و بخصوص سعادت ابدی آخرت در گرو اعمال صالح و در راه ارزشمند اسلام می باشد زنان قهرمان و بزرگ صدر اسلام و همچنین زنان مومنه عصر انقلاب را الگوی خود قرار دهید زنان قهرمانی که همچون مردان و در صف آنان قیام می نمایند ببینید چقدر لذت بخش است زنی که تا پیش از انقلاب به قول معلم شهید مطهری بعنوان یک کالا مورد بهره برداری قرار می گرفت امروز دوشادوش مردان در صف پیکار جهاد می نمایند و این صرفا بخاط راین است که هدف و مقصد را شناخته اند بخاطر این است که احساس و یقین کرده اند که جهان جای زندگی انسان نیست انسان باید از این جهان کوچ نماید و اگر کوله بارش مملو از اعمال خدا پسندانه بود در سعادت و اگر کارنامه اش خدای ناکرده پر از اعمال ناشایست بود در شقاوت بدبختی ای که به هیچ شقاوت و بدبختی دنیوی قابل مقایسه نیست خواهد زیست زیستن ابدی و جاودان ببینید خواهران عزیزم اگر انسانی فقط همین مسئله را اگر به یقین برسد آیا باز هم همچون آب راکد گندیده بدون حرکت ثابت می ایستد مسلما خیر حرکت به سوی خدا را به محض یقین کردن مسئله آغاز می نماید حرکت به سوی خدا هم احتیاج بدل کندن از آرزوهای طولانی دنیا دارد و پس از آن نزدیک کردن ارتباط خود با خدای مهربانتر از مهربانترین مهربانان و برای ایجاد این ارتباط باید همیشه و در همه جا یاد خدا بود و به محض اینکه هواهای شیطانی نفس خواست ما را به گناه آلوده کند با یاد کردن خدا از آن گناه انصراف کنیم و مطمئنا اگر انسان توفیق ترک گناه پیدا کند این خود دارای لذتی بس بزرگ است نمی توانیم لذتش احساس کنیم مگر باین حد برسیم رسیدن به این مرز نیاز به هجرت در درون و بیرون دارد باید وابستگی ها را و آن بندهایی که شیطان در مسیرهای گسترده است ببریم تا بتوانیم مهاجرت نماییم بقول شهید دستغیب معلم بزرگ اخلاق اسلامی باید خود از بین برود و خدا جایگزین گردد تا زمانیکه خود یعنی منیت باشد خدا جایگزین نمی گردد اصلا خود بینی مغایر با خدا بینی است و وقتی نظر خدا شد خودبخود من بینی من گویی از بین می رود البته من سعادت آنرا نداشتم که در خودم به آن بوجود آورم ولی بهرحال چون در لحظات آخر زندگی متوجه این حقیقت گردیدم شما از من به پذیرید البته نه از من بلکه از علمای بزرگ اسلام به پذیرید و اگر پذیرفتید و باید حق تعالی به مرحله عمل در آورید بر شما باد سعادت دنیا و آخرت خواهرانم مطالعه در زمینه ها خیلی بکنید کتابهای شهید دستغیب و شهید مطهری و امثالهم را حتما یکی از برنامه های اوقات خود نمائید از خداوند بزرگ برایتان آرزوی شناخت حقیقت اسلام در تمام ابعاد می نمایم و آرزو می نمایم تا نرسیدن به آن درجه تکامل و انسانیت که موجبات خشنودی خدا را فراهم می نماید عمرمان را طولانی بگرداند و همچنین از خداوند رحمان می خواهم که توفیق اعمال صالحه به همه ما عنایت فرماید تا گناهان ما پاک گردد و از خداوند بزرگ می خواهم که این احساس به شهادت که در من اوج گرفته است به تحقق کامل برسد و بعد از شهادت خداوند مرا و همه آن دسته از شهیدان که در گذشته دارای اشتباهاتی در اثر ناآگاهی شده اند شهید محسوب نموده و با آنان محشور گرداند خدایا خودت آگاهی که از لحظه ای که به جبهه عازم شدم نیت قربت ترا نمودم و فقط رضای ترا در نظر گرفتم از تو خواستم که مرا به فیض شهادت برسانی تو خود آگاهی که نیت جزء این نداشتم و مسلما کسی که دست از کلیه امور دنیوی می کشد قصدشان قربت بتوست قصدشان قربت الی الله است. پس خدایا عاجزانه تقاضا می کنم پس از مرگم مرا نیز جزو شهدای خود محسوب نما و شهدای دیگر هم شرایط مرا نیز به همین ترتیب مثل اینکه از مسئله اصلی که صحبت با خواهران عزیزم بود جدا شدم مرا به بخشید خواهران عزیزم باین توصیه ها عمل کنید که اگر عمل کنید امید است خدایتان از شما راضی گردد که هیچ خوشبختی به اندازه خشنودی خدا برای انسان نیست دیگر عرضی ندارم و از دور همه شما را می بوسم و آرزوی موفقیت برای شما در دنیا و آخرت می نمایم. خدا نگهدار قلم خوردگی بالا مطالبی بود که قلم زدم و جداگانه در نامه دیگری نوشتم و دیگر مطالبی به نظرم نمی رسد عزیزانم تک را از راه دور صمیمانه می بوسم و امید است که همه شما مرا به بخشید بخصوص تو مادر مهربانم و پدر عزیزم. خدا یار و نگهدارتان به قلم رضا فلاح

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد