اسمعیل حرمشرقی

اسمعیل حرمشرقی

نام: اسمعیل

نام خانوادگی: حرمشرقی

نام پدر: ابراهیم

تاریخ تولد: 1349/05/07

تاریخ شهادت: 1365/06/26

محل تولد: بندرانزلی

محل مزار: انزلی گلزارشهدا

شهرستان محل پرونده: بندرانزلی

QR Code اسمعیل حرمشرقی

هفتم مرداد 1349، در شهرستان بندر انزلی به دنیا آمد. پدرش ابراهیم، راننده بود و مادرش انیس نام داشت. دانشآموز اول متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و ششم شهریور 1365، در شطعلی بر اثر اصابت ترکش راکت به سر و دست، شهید شد. مدفن وی در شهرستان زادگاهش واقع است.

به نام خداوندی که انسان را خلق کرد به نام خداوندی که اگر نباشد چیزی وجود ندارد به نام خداوندی که دلها همه سوی اوست بار خدایا از تو می خواهم که شهادت در راه تو نصیبم شود الهی من خیلی گناهکار هستم خدایا از تو می خواهم که گناهان من را ببخشی خدایا از تو می خواهم که چیزی که آرزو من بود نصیبم کنی خدا از تو می خواهم وقتی که به شهادت رسیدم خدا در حال دفن کردن من مردم خندان باشد خدا از در حق کسی کوتاهی کردم من را ببخش .
با سلام درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام بر رزمندگان اسلام و با سلام بر پدر و مادر عزیزم پدرجان تو برای من خیلی زحمت کشیدی کار کردی و من را تا به اینجا رساندی **** باش می دانم که تو را خیلی اذیت کردم خیلی از دستورهای تو سرپیچی کردم پدرجان بعد از شهادت من می خواهم که پدرجان شما و برادرانم و دوستانم اسلحه من را گرم نگه دارند اما تو ای مادر روز و شب ***کشیدی برای من ، من را فرستادی که درس بخوانم و یک کاری بشوم مادرجان از دوری من ناراحت نباش از تو می خواهم همان طوری که در راهپیمایی من صبر داشته و یک قطره از چشمان نازنین تو اشک بیرون نیامد و خوشحال بودی و یا ناراحت بودی که من داشتم می رفتم اما خیلی ****بعد از شهادت من از تو می خواهم که اشک نریز من نمی گویم اصلاً اشک ***پیش دشمنان گریه مکن چون خواهرانم به شما هم می گویم من می دانم که شما را اذیت کردم ولی از شما یک چیز می خواهم چادرتان را درست کنید بخدا دشمن از چادر شما می ترسد خواهرانم شما خوب هستید از این خوب تر بشوید از شما می خواهم ****دفن من هرکسی ***نگذارید در جلوی ***گریه نکند در تشریح جنازه من که همه *** دشمن هم هست و می خواهند بیاید که شما*** اما شما ****دارم نکند خدای ناکرده شما از خون من خیلی چیزها بکنید بخدا من که *****که سرد نگذرید و بگوید فدای سرما و بگوید که ما چه می خوانیم بکنیم شما تمام چیز می توانید بکنید خواهش می کنیم اسلحه من را گرم نگه دارید .
سخنی با دوستهای خوبم دارم امیدوارم که حال شما خوب باشد دوستهای عزیز از شما یک چیز می خواهم و *** این است که مسجد را پرکنید چون دشمن از مسجد ما می ترسد اگر کسی *** بگوید که اون برای خودش گفته در روز قیامت شفاعت نخواهد شد و نگوید که تا مسجد خوب نشود ما نمی آیم نگوید که در مسجد بچه های خوبی نیست شما خوب نیستید شما با این حرفهای تان دارید به اسلام ضربه می زند خدا لعنت کند که کسی چنین حرفهایی بزند 
سخنی چند با مادر عزیز مادرجان وقتی پول خون من را گرفتید از شما می خواهم که ***تومان ***یکی از دوستهای من و بدهد که من توپ کسی را خراب کردم که شما می دانید کی هست *** به آن و حدود 3000 تومان بدهید به فقیر یا ***امام و بقیه را هرچه می خواهید بکنید شما همه از خاک می باشید به امید روز قیامت و شفاعت شما وسلام 
اسماعیل حرمشرقی

گالری تصاویر

تصویری وجود ندارد